تربیت کودک

تربیت کودک 2 ساله : تربیت یک کودک شاد

تربیت کودک 2 ساله : تربیت یک کودک شاد

چگونه کودک شادی تربیت کنیم (سنین 2 تا 4 سال)

در تربیت کودک چیزهایی که می تواند خردسالان را خوشحال کند ممکن است باعث تعجب شما شود. کارشناسان کودکی که در این زمینه مطالعه نموده اند می گویند که شادی و خوشحالی چیزی نیست که بتوان آنها را به یک خردسال داد، باید این را به آنها آموزش دهید.
ادوارد هالوول روانپزشک و مولف کتاب " ریشه های شادی در دوران کودکی " می گوید: کودکانی که در مورد آنها افراط می شود (چه آنهایی که دورشان پر است از اسباب بازی های مختلف و چه آنهایی که پدر و مادرانشان تلاش می کنند آنها را از هرگونه ناراحتی به دور نگه دارند) به احتمال زیاد، در دوران نوجوانی بی حوصله و غرغرو می شوند و نمی توانند از چیزی لذت ببرند. او می گوید "بهترین پیش بینی کننده های شاد بودن، داخلی هستند، نه خارجی"، تاکید هالوول بر اهمیت کمک به کودکان در ایجاد مجموعه ای از ابزار داخلی است که بتوانند در تمام طول زندگی بر آنها تکیه نمایند.
خبر خوب این است که برای سهیم بودن در ایجاد این توانایی و خرد درونی در مواجهه با پستی و بلندی های زندگی، نیازی نیست که در زمینه روانشناسی کودک تخصص داشته باشید. با کمی صبر و انعطاف پذیری، هر پدر و مادری قادر است که زمینه های یک زندگی شاد را برای فرزند خود فراهم نماید.

یاد بگیرید که احساسات کودک خردسال خود را درک کنید

وقتی فرزند شما کوچک تر بود، احتمالا به خوبی قادر بودید که حس کنید چه زمانی شاد است و چه زمانی ناراحت. وقتی به خانه باز می گشتید لبخند می زد و زمانی هم که یکی از اسباب بازی هایش خراب می شد شروع به گریه کردن می نمود.
حالا او بزرگتر شده و احساسات پیچیده تری دارد. اما خوشبختانه توانایی او در کنترل آنها هر روز بیشتر می شود. هنوز هم فهمیدن نشانه های خوشحالی یا ناراحتی او کار دشواری نیست. یک بچه شاد لبخند می زند، بازی می کند، از خود کنجکاوی نشان می دهد، با سایر بچه ها ارتباط برقرار می کند و نیازی ندارد که دائما او را تحریک کنید.
به همین ترتیب نشانه های یک بچه غمگین هم واضح است: کودک کم حرف است، زیاد غذا نمی خورد، سریع با بچه های دیگر همبازی نمی شود، بازی نمی کند، سوال نمی پرسد، نمی خندد یا لبخند نمی زند و خیلی کوتاه صحبت می کند.
اگر کودکی دارید که به طور طبیعی خجالتی یا درونگرا است و زیاد نمی خندد یا فعل و انفعال ندارد، به این معنی نیست که او غمگین می باشد. خجالتی بودن با غمگینی تفاوت دارد، اما برای درک نشانه های او باید بیشتر تلاش کنید. هالوول می گوید که باید مراقب هرگونه تغییر چشمگیری در رفتار او باشید (مثلا گوشه گیرتر شدن یا بیشتر شدن ترس) چون ممکن است نشان دهنده مشکلی باشد که نیاز به توجه بیشتری دارد.
پاول سی هولینگر استاد روانپزشکی است که در یک مرکز درمانی در شیکاگو کار می کند، او 9 نشانه درونی در کودکان معرفی می کند که از طریق آنها احساسات خود را منتقل می نمایند. شما می توانید از این نشانه ها برای خردسالان خود نیز استفاده نمایید. دو تا از این نشانه ها "علاقه" و "لذت" است که احساسات مثبتی هستند، در حالی که نشانه های منفی، مخصوصا "پریشانی"، "خشم" و "ترس" بیشتر در کودکان غمگین دیده می شود.
بیشتر والدین می دانند که یک کودک ترسو یا زودرنج، بچه خوشحالی نیست، اما هولینگر متوجه شده است که بسیاری از والدین کودک خشمگین را به عنوان یک کودک غمگین به حساب نمی آورند. هولینگر می گوید: این مساله به سن ربطی ندارد، در هر صورت خشم بیانگر اندوهی مفرط است. وقتی بچه شما برادر خودش را می زند یا فریاد می کشد که "ازت متنفرم!" یعنی آنقدر پریشان می باشد که بیان آن از توانش خارج است و نمی تواند به سادگی اندوه یا عصبانیت خود را بروز دهد (یا ارتباط برقرار کند).
احتمالا فرزند شما برای اینکه نشان دهد در شرایط سختی به سر می برد، روش های مخصوص به خودش را دارد. بعضی از بچه ها ممکن است پس بزنند، برخی دیگر کج خلقی می کنند، و برخی هم به پدر و مادرشان می چسبند. وقتی رفتار بچه خود را بشناسید، بهتر می توانید تشخیص دهید که چه زمانی چیزی دارد او را اذیت می کند.

برای تربیت کودک شاد با کودک خردسال خود تفریح کنید

اگر فرزند خردسال شما به شادترین لحظات زندگی اش فکر کند، احتمالا متوجه می شود که شما دلیل خوشحالی او بوده اید. و این اولین کلید به وجود آوردن کودکی شاد است. با آنها ارتباط برقرار کنید، بازی کنید. اگر شما از بودن با آنها لذت می برید و سرگرم می شوید، آنها هم همین حس را دارند. اگر بتوانید در دوران کودکی با فرزند خود ارتباط برقرار کنید، شاد بودن او در زندگی اش تضمین خواهد شد.
بازی کردن باعث خوشحالی و لذت بردن آنها می شود، اما این بازی کردن چگونگی بسط و توسعه مهارت های لازم در زندگی شاد آینده اش را مشخص می نماید. بازی های بدون ساختار به او اجازه می دهد تا علاقه اش را پیدا کند (شهرسازی با بلوک های پلاستیکی، آموزش شمارش به حیوان های اسباب بازی اش) و این علایق را برای زندگی اینده اش پرورش بدهد.
یکی از مادران برای ما تعریف می کند که وقتی کوچکترین فرزندش متولد شده بود، دو بچه بزرگتر مجبور بودند که برخی از فعالیت های خود را متوقف کنند. با کمی زمان توقف بیشتر، می دیدم که آنها با خودشان شادتر هستند. می دیدم که می توانند به راحتی زندگی خود را مدیریت نمایند که باعث به وجود آمدن یک شادی درونی می شود.
اما همچنان به نیاز کودک برای سازمان یافتگی توجه داشته باشید، حتی زمانی که مشغول بازی های بدون ساختار هستند. در حالی که برخی از بچه ها سخت نمی گیرند و راحت هستند، بیشترشان با داشتن یک برنامه که به آنها نشان دهد چه چیزی در انتظارشان است خوشحال تر هستند و زودتر پیشرفت می کنند.

در کسب مهارت های جدید به فرزند خردسال خود کمک کنید

دستور العمل هالوول برای ایجاد زندگی شاد، شامل پیچ و تاب شگفت انگیزی می شود: افراد شاد معمولا کسانی هستند که در زمینه ای مهارت دارند. برای مثال، وقتی کودک شما تلاش می کند که یک توپ را بگیرد، از اشتباهاتش درس می گیرد. او اصرار کردن و منظم بودن را در خود پرورش می دهد، سپس لذت موفقیت بدست آمده از تلاشش را تجربه می نماید.
او همچنین پاداش حاصل از موفقیتش که ناشی از توجه دیگران می باشد را نیز بدست می آورد. مهمتر از همه، متوجه این موضوع می شود که بر زندگی اش تسلط دارد. اگر سعی در انجام کاری داشته باشد، می تواند با اصرار در انجام آن کار، از نتیجه بدست آمده رضایت خاطر کسب کند. هالوول می گوید که این احساس کنترل و تسلط یکی از مهمترین فاکتورهای شاد بودن در زندگی بزرگسالی است.
هالوول هشدار می دهد که کودکان نیز مانند بزرگسالان، نیازمند دنبال کردن علایق خود هستند، در غیر این صورت از موفقیت بدست آمده لذتی نمی برند.
یکی از مادران به ما می گوید که اصلی ترین علاقه پسر سه ساله ام ساخت و ساز است. او عاشق این است که چیزهای مختلفی بسازد و در پروژه های خاصی به پدرش کمک می کند. این کار باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشد. ما به او کمک می کنیم تا در چیزی که استعداد دارد پیشرفت نماید، چیزی که می توانم با اطمینان بگویم به آن علاقه دارد.

تشویق و بسط دادن عادت های سالم کودک

خواب زیاد، ورزش و رژیم غذایی سالم نقش مهمی در سلامت هر فرد و خصوصا کودکان دارند. برای ورزش کردن، نیازی نیست که حتما کودک عضو یک تیم ورزشی باشد، فقط اگر کمی این طرف و آن طرف بدود برای سرحال شدنش کافی است.
همچنین باید به ارتباط بین برخی غذاهای خاص و حالت کودک توجه کنید. برخی از والدین متوجه شده اند که اگرچه مصرف قند باعث افزایش انرژی کودک می شود، اما با از بین رفتن تاثیر آن شاهد رخوت و کاهش انرژی خواهیم بود. آلرژی و حساسیت های غذایی هم ممکن است در حالات و رفتار کودک بی تاثیر نباشد.

اجازه دهید که کودک خردسال شما خودش با موضوع کنار بیاید

گاهی وقت ها والدین فکر می کنند که تربیت بچه ای شاد به این معنی است که هر وقت زندگی او دچار پیچ و خمی شد باید به سرعت مداخله کرده و همه چیز را بهتر کنند. اما از نظر روانشناسان کودک، این کار اشتباه بزرگی است که پدر و مادرها به دلیل علاقه زیادی که دارند و بدون هیچگونه قصد و غرضی مرتکب آن می شوند.
والدین سعی می کنند همواره همه چیز را برای فرزند خود بهتر نمایند تا آنها همیشه خوشحال باشند. این طرز تفکر واقع گرایانه نیست. سعی نکنید که همیشه در مسائل مختلف مداخله کرده و همه چیز را درست کنید. بچه ها باید یاد بگیرند که کمی اندوه و پریشانی را تحمل نمایند، آنها به این مساله نیاز دارند. اجازه دهید تقلا کنند و خودشان با چیزهای مختلف کنار بیایند، چون به آنها اجازه می دهد تا یاد بگیرند چگونه از عهده خودشان بر بیایند.
هالوول با این مساله موافق است که باید به کودک اجازه کسب تجربه داده شود، حتی تجربیاتی که کمی سخت یا خسته کننده هستند. کسب این تجربیات به کودک کمک می کند تا از درون قوی شود که در نهایت به شاد بودن منتهی خواهد شد. چه یک کودک 7 ماهه که تلاش می کند خودش را روی زمین بکشد یا یک کودک 7 ساله که می خواهد جمع و تفریق را یاد بگیرد. هالوول به پدر و مادرها می گوید که فرزندشان با تلاش مداوم بالاخره یاد می گیرد که چگونه با مشکلات کنار بیاید.
اینکه فرزندتان بتواند با سختی ها و مشکلات زندگی کنار بیاید، برای شاد بودن در زندگی آینده اش مساله ای حیاتی است. او با گذشت زمان یاد می گیرد مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، در هر صورت می توان راه حلی برایش پیدا کرد. البته این حرف به این معنی نیست که او نمی تواند از کسی کمک بگیرد، اما نقش شما این است که او را به سمت راه حل راهنمایی کنید نه اینکه مشکل را برایش حل نمایید.

اجازه دهید فرزند خردسالتان ناراحت یا عصبانی شود

وقتی فرزندتان در یک جشن تولد در کوشه ای تنها بنشیند، احتمالا عکس العمل طبیعی شما این خواهد بود که به او بگویید: تو هم باید مانند بقیه از مهمانی لذت ببری! اما خیلی مهم است که به او اجازه دهید ناراحت باشد.
برخی از والدین به محض اینکه فرزندشان کمی پس زده می شود، نگران می شوند. مثلا وقتی که به یک جشن تولد دعوت نمی شوند یا چون چیزی که می خواسته اند را بدست نیاورده اند، گریه می کنند.
بچه ها باید بدانند که ناراحت شدن امری طبیعی و بخشی از زندگی است. اگر بخواهید هرگونه ناراحتی را سرکوب کنید، ممکن است این پیام را به کودک بدهید که احساس ناراحتی کردن کار اشتباهی است. اجازه دهید کودک احساساتش از جمله ناراحتی را تجربه کند.
کودک را تشویق کنید که برای احساساتش عنوانی مشخص نماید و با کلمات به بیان آنها بپردازد. سعی نکنید مشکلاتش را حل کنید. به جای این کار به او گوش کنید و کمکش کنید که آنها را به زبان بیاورد.
یکی از مادران به ما می گفت که به اعتقاد او بسیار مهم است که دخترش یاد بگیرد احساساتش را به زبان بیاورد و نباید آنها را درون خودش حبس کند. مثلا او می گوید: "مامان، من از دست تو خیلی عصبانی هستم یا خیلی ناراحتم که نتوانستیم به آنجا برویم". من سعی می کنم که احساساتش را تایید کنم. مثلا در جواب به او می گویم: "متاسفم که عصبانی هستی" یا "من هم خیلی ناراحتم" و سعی می کنیم در مورد آن موضوع با هم صحبت کنیم.

به کودک خردسال خود گوش کنید

طبق گفته هالوول، بهترین راه برای فهمیدن اینکه فرزند شما شاد است، گوش کردن به او است. او می گوید: من از بچه هایم می پرسم که آیا شاد هستند و آنها هم معمولا چشمانشان را می چرخانند. این روشی است برای چک کردن آنها و اینکه بدانند من به آنها اهمیت می دهم.
ایجاد یک ارتباط باز در درک حالات مختلف کودک امری ضروری است. برای مثال، به فرزند خود بگویید: به نظر ناراحت می آیی. آیا چیزی هست که بخواهی به من بگویی؟ چیزی تو را اذیت کرده است؟ سپس به او اجازه دهید که صحبت کند. اگر کودک از پاسخ دادن طفره رفت، روز بعد دوباره سعی کنید.
اما ممکن است وقتی که انتظارش را نداشته باشید، کودک همه چیز را به شما بگوید. یکی از مادران می گوید: یک بار برای خرید به مغازه رفته بودیم که ناگهان دخترم برای اتفاقی که هفته قبل افتاده بود، شروع به گریه کردن نمود.
اگر نگران این هستید که فرزندتان دوران سختی را پشت سر می گذارد، سعی کنید با پرستار یا معلمش و یا والدین دوستانش صحبت کنید و مشاهدات آنها را جویا شوید.
یکی از مادران به ما می گوید که اولین سال مدرسه برای دخترش بسیار استرس آفرین بوده است. او می گوید که از نگاه و اشک های دخترم متوجه شده بودم که در مدرسه به او فشار می آید. به همین دلیل با معلمش صحبت کردم تا بفهمم چه اتفاقی در کلاس می افتد و آنها چگونه می توانند به او کمک کنند تا با این تغییر در زندگی اش کنار بیاید.
بچه ها بیشتر اوقات به دلیل وجود چیزی استرس زا در محیط اطرافشان، ناراحت و نگران هستند. مثلا دعوا با یکی از دوستان، مشکل داشتن با خواهر یا برادر یا وجود تنش در خانه. اما گاهی اوقات منبع ناراحتی آنها جدی تر از این حرف ها است.
اگر دائما نشانه هایی از ناراحتی را در او می بینید، (چسبیدن بیش از حد به شما، بی میلی برای رفتن به مدرسه یا مهد کودک، نگرانی در مورد مرگ والدین، تظاهر به مریض بودن، احساس غمی که از بین نمی رود، مشکل خواب یا تغذیه) با پزشک او صحبت کنید یا برای یافتن راه حل به نزد یک کارشناس سلامت روان بروید و با او مشورت نمایید.
فرقی نمی کند که با روانشناس، روانپزشک یا مشاور صحبت کنید، کسی را انتخاب نمایید که در زمینه کودکان تخصص داشته باشد.
به فرزند خردسال خود بیاموزید که مسائل را با دیگران به اشتراک بگذارد و به چیزهای مختلف توجه کند
تحقیقات نشان داده است افرادی که زندگی برایشان معنا دارد، کمتر احساس افسردگی می کنند. حتی بچه های کم سن و سال هم می توانند از این درس مهم بهره بگیرند. برای مثال، کمک کردن در تمیزکاری خانه، مثل خارج کردن لباس ها از ماشین لباس شویی، می تواند به فرزند خردسالتان حس همکاری و سهم داشتن در کارهای خانه را بدهد.
یکی از مادران به ما می گوید، کارهای خیریه و کمک کردن به دیگران بخش بزرگی از زندگی خانوادگی آنها را تشکیل می دهد. او می گوید پس از وقوع یک بلای طبیعی، دخترش در جمع آوری لوازم و کوله پشتی مدرسه و اهداء آنها به کودکانی که وسائل خود را از دست داده بودند، کمک می کرد.

برای فرزند خردسال خود الگو باشید

تحقیقات نشان داده است که شما می توانید خلق و خوی خود را به فرزندتان انتقال دهید؛ لزوما نه به صورت ژنتیکی بلکه از طریق رفتار و روش های تربیتی که به کار می برید.
خوب یا بد، بچه ها اخلاق و رفتار والدین خود را برمی دارند. حتی نوزادان هم پیرو نوع احساسات پدر و مادر خود هستند که می تواند باعث به وجود آمدن مسیرهای عصبی خاصی در آنها شود. وقتی که لبخند می زنید، فرزند شما هم لبخند می زند و مغز او برای لبخند زدن برنامه ریزی می شود.
اگر از چیزهای کوچک لذت ببرید و بگویید که به خاطر چه چیزهایی شکرگذار هستید، تبدیل به الگوی مثبتی برای کودک خود می شوید. به او کمک کنید تا نیمه پر لیوان را ببیند. اگر باران برنامه شما را برای بیرون رفتن خراب کرد، اشاره کنید که این شانس خوبی برای دیدن برنامه تلویزیونی است که در آن روز قرار بود پخش شود. به فرزند خود بگویید: به جای اینکه به خاطر چیزهایی که ندارد ناراحت شود، به خاطر داشته هایش خوشحال باشد.
یکی از مادران به ما می گفت که وقتی زیاد عصبی می شوم، بچه هایم سریعا واکنش نشان می دهند. ساکت می شوند و از ترس در گوشه خودشان را جمع می کنند. یک بار وقتی حس بدی داشتم، پسرم به من گفت: بیا دوباره مثل وقتی که خوشحال بودی با هم بازی کنیم. این حرف او باعث شد تا متوجه شوم که آنها چقدر نسبت به روحیات من حساس هستند. او حالا تلاش می کند تا رفتار مثبت بیشتری را به بچه هایش نشان دهد.
اما نیازی هم نیست که تمام احساسات منفی خود را مخفی کنید. می توانید به فرزند خود نشان دهید که به خاطر رفتن دوستتان ناراحت هستید. اگر به او بگویید که چطور می توان از راه دور با دوست خود در ارتباط بود و رفتن به دیدار او لذت زیادی خواهد داشت، درس مهمی به فرزند خود داده اید. به این ترتیب او متوجه می شود که ناراحتی هم بخشی از زندگی است و می توان روش های برای حل آن پیدا کرد.

خوانده شده 677 بار آخرین ویرایش در شنبه, 22 آبان 1395 ساعت 18:08
نظرات کاربراننظر خود را وارد کنید
میانگین نظرات کاربران
  • کاربردی (0.0/10)
  • مفید (0.0/10)
نظر خود را وارد کنید
  • /10
    کاربردی
  • /10
    مفید
این مورد را ارزیابی کنید
(29 رای‌ها)

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه پرنت یار از آخرین اخبار و مقالات سایت از طریق خبرنامه ایمیل مطلع شوید

اطلاعات تماس

تلفن : 88259134-021
پست الکترونیکی: info@parentyar.com


جهت درخواست تبلیغ با ایمیل

ads@parentyar.com

یا تلفن شرکت تماس بگیرید

آگاهی از تعرفه ها